با دستور معاون رييس جمهوري و رييس سازمان تربيت بدني ، ۳۰زمين استاندارد اسكيت در ۳۰استان كشور احداث خواهد شد.
بهگزارش روز دوشنبه سايت خبري سازمان تربيت بدني،مهندس " محمد علي- آبادي " در نامهاي به معاون سازمان و رييس مركز توسعه ورزش همگاني و تفريحي تصريح كرد : نظر به اهميت ورزش اسكيت و ضرورت توسعه آن در سراسر كشور فدراسيون اسكيت در مرحله اول ۳۰زمين استاندارد در ۳۰استان كشور تا پايان سال ۸۵و با همكاري دارات كل تربيت بدني استانها بسازد و جهت استفاده ورزشكاران اين رشته به بهرهبرداري برساند.
علي آبادي دراين نامه تاكيد كردهاست : اماكن ساخته شده بايد داراي جايگاه مناسب تماشاچي با ظرفيت حدود يك هزار نفر بوده و براساس نقشه و مشخصات مصوب ساخته شود.
رييس سازمان تربيت بدني از مهندس محمد جواد حسام خواسته است كه نتيجه اقدامات انجام شده بطور مرتب به وي گزارش شود.
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 20:20 توسط tsunami
|
_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______ بهداد و نازنین ___ ¤¤¤¤¤¤
_____________________ ¤¤¤
___ roces-tsunami.blogfa __ ¤¤
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 0:39 توسط tsunami
|

تاريخ انتشار : 17 دسامبر 2004
استديو : Paramount Pictures
کارگردان : Brad Silberling
نويسنده : Robert Gordon, Daniel Handler
بازيگران : Jim Carrey, Meryl Streep, Billy Connolly, Jennifer Coolidge, Liam Aiken, Emily Browning, Timothy Spall
سايت رسمی : Lemony Snicket
نوع فيلم : ماجرايی ، کمدی ، فانتزی
رده سنی : PG
مدت 108 دقيقه

سه بچه یتیم از خانواده بودلرها به نام های وایلت، کلاز و سانی در جست و جوی خانه ای جدید هستند. در این میان کنت اولاف بدجنس و حیله گر می خواهد میراث خانوادگی این بچه ها را تصاحب کند. وا یلت 14 ساله بزرگترین بچه خانواده بودلرها و رهبری شجاع و باهوش است. کلاز 12 ساله تنها پسر و بچه میانی است. او بسیار باهوش است و تنها فکر و ذکرش کلمات هستند. سانی نیز بچه آخر و کوچک تر است و طوری حرف می زند که فقط خواهر و برادرش متوجه می شوند.


+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:35 توسط tsunami
|
چون شمشیر تو را به روی زشتی میکشم
.....
تو را به روی جهان می کشم
شمشیری از یاسمن
و پیروزی خود را اعلام می کنم
تو را به روی کافران
......
کتابی مقدس می کشم
.....
و به روی بیسوادان ، سرودی
و به روی بدویٌت
.....
قلمرو ملوکانه ای از مرمر
گذرنامهء خود را به دریا پرت می کنم
.....
و تو را میهن خود می نامم
همهء فرهنگهایم را در آتش می افکنم
.....
و تو را زبان خود می نامم
همهء ملوک الطوایف را ناگاه به قتل می رسانم
......
و تو را شهبانوی خود می نامم
تو را به روی ژوئن می کشم
.....
نویدی از باران
و به روی گنجشکان
......
نویدی از درخت
و به روی مرغان دریایی
.....
نویدی از رنگ آبی
و با کودکان در گردشی آموزشی
....
به گرد نار سینه های تو .... همراه می شوم
تا با گلوله های برف بازی بکنند
و مرغابیان را صید کنند
و کروی بودن زمین را
- از نزدیک - ببینند -
*
تو را به روی بیابان می کشم
.....
یکی نخل
و به روی خشکسالی
.....
خوشه ای گندم
و به روی تاریکی
.....
شمعدانی از زر
و به روی گرسنگان
.....
قرصی نان
و به روی زنجیریان
......
پرچم آزادی
و به روی زشتی
......
کبوتری سپید
فوٌاره ای آب..... و دفتری شعر
*
تو را به روی پلیس تازی می کشم
.....
ترانه ای
و به روی نفت تازی
......
شیشه ای عطر
و به روی مرگ تازی
......
بشارت تولدی
*
در برابر همهء زنخواران اعلام می کنم
که تو محبوب منی
آنان دندانهای نیش خود را در دریا می افکنند
و ناخنهای خود را می کنند
و خون از جامه های خود می شویند
......
و به روزگار رنسانس پای می نهند
هیچ از ذهنم نمی گذرد
.....
که در برابر عشق تو
مقاومت پیشه کنم ، یا بر آن طغیان کنم
که من و تمامی اشعارم
......
اندکی از ساخته های دستان تو ایم
همهء شگفتی این است
که زنان از هر سو مرا احاطه کرده اند
......
و من
.....
کسی جز تو نمیبینم
ای شمشیر یاسمن ....
+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:38 توسط tsunami
|
بهش نگید که من چه قدر
دوستش دارم
بهش نگید که من چه قدردوستش دارم
برای بردن دلش؛کوه راروشونه ام میذارم
بهش نگیددیوونه ی چشمهاش شدم
مست همه شیطونیهاش،عاشق خنده هاش شدم
اگه بفهمه عاشقم؛میره وپیداش نمیشه
کی میدونه؛ عاقبت این دل زارم چی میشه؟
اگه بفهمه عاشقم،قلبش را پنهون میکنه
پیش چشمهای عاشقم؛ رقیب را مهمون میکنه
(تقدیم به تنها عشقم)
( کسی نیست بجز نازنین خودم که از همه بیشتر دوسش دارم )
+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:5 توسط tsunami
|
زبوی باد رهگذر بهار را شناختم چو خواستم که پنجره را بگشایم و درود گویمش بهار رفته بود.............
باز هم برای تو.............اگه یه روز بغض گلویت را فشرد"خبرم کن بهت قول نمیدم که می خندونمت ولی می تونم باهات گریه کنم...اگه یه روز خواستی در بری " حتما خبرم کن . قول نمیدم که ازت بخوام وایسی اما می تونم باهات بدوم... اگه یه روز نخواستی به حرفای کسی گوش کنی " خبرم کن . قول میدم که خیلی ساکت باشم . اما......... اگه یه روز سراغم روگرفتی وخبری نشد...........سریع به دیدنم بیا بهت احتیاج دارم.............
....زندگی دایره ای محدود است ومداری بسته عاقبت روزی من من سر گشته در این دایره بسته شده من خسته می درم گوشه ی این دایره را می گریزم از ان می روم پیش خدا گله از دایره بسته ی خود خواهم کرد و به او خواهم گفت : که من عاشق صاف ترین خط های
+
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:59 توسط tsunami
|