تبليغاتX
ROCES
بهداد پسري از ديار اسكيت
 
سلام بر معشوق
 
كه چهره اش قمر و چشم او ستاره ي اوست
سلام بر عشق
كه قطره قطره ي اشك شبانه چاره ي اوست
به چشم يار سلام
كه سوز ما ز نگاه وي و شراره ي اوست
سلام من به بهداد 
كه زينت شب ما ابر پاره پاره ي اوست
به شب سلام سلام
كه هر ستاره ي رخشنده گوشواره ي اوست
سلام بر نازنین
كه غنچه بستر و گلبرگ گهواره ي اوست
سلام بر فرزند
كه راحت دل ما ديدن دوباره ي اوست
سلام بر مادر
كه ديده ي همگان عاشق نظاره ي اوست
به كردگار سلام
كه خلق عالم و آدم يه يك اشاره ي اوست
به حق سلام
كه هر جا طلوع زيباييست
 
نشان نعمت و الطاف آشكاره ي اوست
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:6  توسط tsunami  | 

با سلام به دوستان اسکیتی عزیز

با خبر شدم که مسابقات آزاد اسکیت در حال برگذاری است که ورودی دریافت می کنند و خوابگاه و امکاناته دیگری در اختیار می گذارند .

یعنی هر کی با خرج خودش می تواند در این مسابقات شرکت کند .

این مسابقات در ۳ ماده :۳۰۰ و ۵۰۰ و ۴۲ کیلومتر انجام میشود که در پیست اتوموبیل رانی استادیوم آزادی انجام خواهد گرفت.

روز معرفی به مسابقه شب ۳شنبه و خروج جمعه می باشد.

شایان ذکر است که ورودی هر نفر ۲۰۰۰۰۰ ریال است .

پس بشتابید تا در کنار هم مسابقه جذاب و دیدنی را به ارمغان بیاوریم.

هم اکنون منتظر دیدار سبزتان هستیم.  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:3  توسط tsunami  | 

 
اي قاصدك ،‌خبر ببر
از من براي يار من ، خبر ببر
برو به پيش يارم
بگو دارم مي‌بارم
بگو دلم شكسته‌
پرو بالم شكسته
بگو كه اي بهارم
ببار كه من خزانم
خزان بي‌برگ و بَر
مثل يك مرغ بي‌پَر
برو به يارم بگو
بدون هيچ گفتگو
بگو كه من خسته‌ام
پر و بالم بسته‌ام
بگو كه من غريبم
در شهر خود غريبم
ديگر كسي ندارم
يار و همدم ندارم
كجايي مهربونم
يارم ،‌اي نازنينم
زبس به سر ، به سينه
زدم ،‌خدا مي‌دونه
ديگه نمونده قدرت
حتي ذره‌اي جرئت
خدا خودش مي‌دونه
كه من شدم ديوونه
ديوونه عشق تو
جدا ز هر كه ، غير تو
اي قاصدك ، بگو به يار خوبم
بگو كه اي قشنگم ، دارم برات مي‌ميرم
نگام مونده به جاده
قدم بذار تو جاده
بيا كه من خسته‌ام
بيا كه پر بسته‌ام
بيا خستگي‌مو بگير
زنجير از پرهام بگير
بيا بريم به جنگل
ميون دشت مخمل
همون دشتاي زيبا
مي‌گفتي بريم اونجا، بيا
حالا ديگه وقتشه
آره ، ديگه وقتشه
نوبت ماست سحرشيم
پاشيم به شب ظفر شيم
بيا بريم به دريا
به كوه و دشت و صحرا
با هم باشيم هميشه
براي هم هميشه
بگو كه من دوسش دارم هنوزم
تا همون لحظه قشنگ منتظرش مي‌مونم
ديگه برو از اينجا
بيشتر نمون تو اينجا
برو به پيش يارم
بگو كه من خزانم
بگو فداي چشمات
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 0:53  توسط tsunami  | 

اينم ۲ تا عكس باهال از دوچرخه سواري كه چند تا از دوچرخه سواران در حين يك مسابقه در كرمان نزديك خط پايان زمين خوردن كه اين عكسها را تقديم مي كنم به بزرگ اسكيت زنجان كه زحمت همه بچه هاي اسكيت زنجان را به دوش دارن تا بچه ها را به كورس قهرماني برسونن كسي نيست جزء:        " حسين صفابخش "

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 0:50  توسط tsunami  |