روز اول
به تو گفتم
عزیزم
قلب من رمق نداره
واسه موندن
ازباقی ی عمرم به توگفتم
بهترینم
که توهم یه وقت نمیری توی غربت
حتی از دل صبورم
به تو گفتم
که چه آفتی به من زد این زمونه
از غم وغریبی دل
به توگفتم
که دلم تنها نمونه
بی بهونه
زخم کهنه وقدیمی
حالا مونده توی قلبم
روی آئینه می نویسم
از جدایی ها شکستم...
حالا ازتو می نویسم
که دیگه فرقی نداره
چه توباشی ونباشی
زندگیم ادامه داره
ازکجا باید شروع کرد
تاکجا باید سفر کرد
که دیگه نمونه زخمی
واسه هیچ عاشق ولگرد
.......................................
زندگیم بر خلاف آرزوهایم گذشت ...
( این مطلب بدون هیچ منظوری نوشته شده نازنین خانوم )
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:58 توسط tsunami
|