تبليغاتX
ROCES
بهداد پسري از ديار اسكيت

 
عشق ويران كردن خويشتن است.
 
عشق دق الباب نمی كند
 
مودب نيست
 
حرف شنو نيست
 
درس خوانده نيست
 
درويش نيست
 
حسابگر نيست
 
مطيع نيست
 
عشق ديواررا باور نمی كند
 
كوه را باور نمی كند
 
زخم دهان باز كرده را باور نمی كند
 
مرگ را باور نمی كند
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:27  توسط tsunami  | 

 
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره است...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:15  توسط tsunami  | 

 
 می خواستم برایت هدیه ای  بفرستم
 گل گفت مرا بفرست که مظهرزیبایی هستم
 برگ  گفت  مرا بفرست که  مظهر ایستادگی هستم
 بید گفت مرا بفرست که مظهرادبم وهمیشه سربه زیرهستم
 به فکرفرورفتم ناگهان قلبم را دیدم که بهترین چیز در زندگیم هست 
 پس آن را به تو هدیه می کنم
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:11  توسط tsunami  | 

عشق یعنی زندگی!
 
زندگی یعنی عشق!
 
عشق یعنی بندگی!
 
بندگی یعنی عشق!
 
عشق روز عاشقی است!
 
عشق غوغا می کند!
 
شور بر پا می کند!
 
قفل را وا می کند!
 
عشق راز زندگی است!
 
عشق عاشق می کند!
 
عشق راغب می کند!
 
عشق همدم می شود!
 
یار هر دم می شود!
 
عشق اصل زندگی است!
 
زندگی بی عشق نیست!
 
زندگی بی عشق چیست؟
 
زندگی هم عاشقی است!
 
عاشقی از زندگی است!
 
عشق کل زندگی است
 
( این هم چند شعر عاشقی تقدیم به نازنین که چند
 
روزی که به ما بی محلی میکند ) 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 12:10  توسط tsunami  | 

دل من به عاشقی رو کرده
 
عاشقی با دل من خو کرده
 
دل عاشق شده ام می دونه
 
که تا آخربا دلم می مونه
 
عاشقی با دل من عجین شده
 
دل من با عاشقی قرین شده
 
اگه روزی عشق منو ترک بکنه
 
یا که روزی عشق ازم قهر بکنه
 
حتی یک لحظه دیگه نمی تونم
 
توی این دنیای بی عشق بمونم
 
عشق و عاشق همو تکمیل می کنن
 
همه  اون دو تا رو تجلیل می کنن
 
ساز من بدون عشق کوک نمی شه
 
درد من بدون عشق خوب نمی شه
 
عاشقی هم بی دل من پکره
 
انگاری دلش یه جای دیگره
 
دل من به عشق زندست میدونم
 
من برای عشق آواز می خونم
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 12:9  توسط tsunami  | 

گفتی هم زبون میشی بادل من،
 
گفتی مهربون میشی با دل من،
 
گفتی حل می کنی اون مشکل من،
 
پس چرا تو هم زبونم نشدی؟
 
پس چرا آروم جونم نشدی؟
 
وعده های رنگارنگت نمیره از یادم؟
 
نکنه به این زودی از چشم تو افتادم؟
 
پس چرا تو هم زبونم نشدی؟
 
چرا پس آروم جونم نشدی؟
 
من نگفتم که باید حرف منو گوش کنی،
 
قصه ی عشق وفراموش فراموش کنی،
 
تو رویا خودتو یه دست سفید پوش کنی؟
 
پس چراتو هم زبونم نشدی؟
 
چرا پس آروم جونم نشدی؟
 
وقت اون حرفا دیگه خیلی گذشته می دونم!
 
دیگه اون عمرای رفته برنگشته میدونم!
 
پس چرا تو هم زبونم نشدی؟
 
چرا پس آروم جونم نشدی؟
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 12:7  توسط tsunami  |